پرنسس های تیز هوش
آفتاب از شوق ارتابد به پهنای جهان نایدش جز نام"پرنسس های تیزهوش"برزبان
میدانی یکی از قشنگترین وجوه تعامل ما چیست؟ اینکه موقع ارتباط پیامی یا همان چَت میدانی نقطه را کجای جملات بگذاری، ویرگول را کجا. میدانی رعایت نیمفاصله چهقدر در نوشتار فارسی مهم است. املای کلمات را بلدی و «نمیگذارم» را «نمیگزارم» نمینویسی. تو میدانی چه زمانی باید سلام را در خط اول نوشت و مابقی حرف را در خط بعدی و چه زمانی باید حرفها را پشت سرهم بعد از سلام، در خطوط بنویسی. تو از معدود افرادی هستی که در اطرافم با ویرگول آکسفوردی آشنایی و گاهی با وجود اینکه لجم را درمیآورد رعایتش میکنی. تو میدانی من مینویسم و روی درست نوشتن حساسم. تو از اینکه ادبیات بخش مهمی از زندگی من را تشکیل میدهد خبر داری و این از «شناخت» در بالاترین سطح میآید. مادرم میگوید باید از کسانی که ما را میشناسند و به جزئیاتمان اهمیت میدهند تشکر کنیم. ممنونم که من را میشناسی. پ.ن:صبح تو را در فروشگاه دیدم هلو و زردآلو سوا میکردی گفتی برای یک مهمان است تمام روز در انتظار زنگ تلفن بودم. پ.ن:گفت: از روزمرگیها بگذر، حرفِ اصلیات را بزن. بی تعلل بوسیدمش. زندگیهای موازی پ.ن:امروز صبح فهمیدم اگر به عقب برگردم همین مسیری که آمدهام را دوباره پر از خطا و اشتباه، عامدانه و آگاهانه طی میکنم تا بازهم بتوانم تو را ببینم. آنقدر دقیق آدم قبلی را تکرار میکنم که مبادا در نقطهای تصادفی مسیرمان جدا شود. فکر میکنم به نوعی از دیوانگی دچار شده باشم، اما متأسفانه همه چیز به تو ختم میشود و این نه دست من است نه دست تو. پ.ن:باید بیایم، نگاهات کنم، بیرون بیارمت، در آغوش بگیرمت و ببوسمت طوری که نتوانی بگریزی.
-گئورک امین
مگر جهانی به غیر از درون من و توست
منی که در تو جریان دارم
تویی که در من.
» | شاید که باد ، عطر تن اورا..از لای در به بستر من ریزد! |
» هیچی
» | روزی وفا کنی که نیاید به کار من… |
» | گفته بودی شهید یعنی چه؟ پسرم ، جنگ چیزِ خوبی نیست... |
» | تا خرخره دلتنگم و ای کاش نبودم… |
» | برایش روشن شد آدمی میتواند حتی دلتنگ کسی شود که او را فقط در خیال خود دیده است. |
» | نفس های آخر آن طفل … اوستانس! |
» |درد دیوانگی ما دوبرابر شدهاست شاعری عاشق یک شاعر دیگر شده است|
» | جهان منتظر اوستانس-فرزند ما-ست |
| قالب بلاگ : |