پرنسس های تیز هوش

آفتاب از شوق ارتابد به پهنای جهان         نایدش جز نام"پرنسس های تیزهوش"برزبان

قول داده‌‌ام انتقام‌جو نباشم. بنا نیست حتی یک قاصدک‌‌ دیگر، برای جان گرفتن آرزو‌های دست‌نیافتنی من دربارهٔ تو بمیرد. دیگر هیچ دو برگ از سبزه‌های عید، برای گره خوردنم به تو، محکوم به با هم بودن نخواهند شد. گل‌برگ‌ها را از قلم نیندازم؛ بابونه‌ها هم دیگر از بی‌گناه پرپر شدن در طی طالع‌بینی‌های بچگانه‌ام با زمزمهٔ «دوستم داره، دوستم نداره، دوستم داره،… » در امان خواهند بود. بشقاب چینی یادگاری با ‌نقش گل‌های صد‌تومانی صورتی و شیشهٔ قاب عکسی که هنوز در توهماتش ما را مجبور به لبخند زدن می‌کند هم آخرین شکستنی‌هایی بودند که خرد شدند. زندگی من بدون تو زیباست عزیزم. همه چیز دقیقا همان‌طوری پیش می‌رود که باید. روزم را با خفاش‌ها شروع نمی‌کنم و مطمئن باش که شبنم‌های روی شمعدانیِ کنار پنجره‌‌ام، اولین سلامشان را از من می‌شنوند. منتظرت نیستم. دربِ خانه دوقفله است و کلیدش همین امروز عوض شده؛ خیالت راحت باشد که دیگر کسی به امید آمدنت در خطرناک‌ترین و احمقانه‌ترین حالتِ ممکن خوابش نمی‌بَرَد. و آری؛ نامه‌های نخوانده‌ام برایت هم در آتش شمعی که قرار بود بعد از مطمئن شدن از قفل در خاموشش کنی -ولی روشن ماند و تمام اکسیژن اتاق را تا صبح از راه‌های تنفسی‌ام دزدید- سوختند. جانم؛ فراموش کردی. به تمام «فراموشم نکن»های آبی‌ای که برایت از کنار دریاچه جمع کردم قسم می‌خورم که فراموش کردی. فراموش کردی چقدر دلتنگم. فراموش کردی که داستان‌ها نمی‌میرند. فراموش کردی برگردی. و عزیزِ جان من؛ فراموش کردی که من هر‌گاه بیشتر دوستت داشتم، حرف‌هایم را وارونه برایت بازگو می‌کردم!


پ.ن: و آن بازگویی وارونه‌ی آخر .... که من بی تو خوشبخت ترم...

پ.ن:من میدانم که قصه‌های من خواندنی‌تر از ترانه‌های دیگران است، این را بارها به من گفته بودی. اما من تمام خودم را پشت نیمی از آنچه که برایت از دیگران نقل می‌کردم، قایم کرده بودم.

نوشته شده در سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۴ساعت 3:3 توسط Leader mahsima|


آخرين مطالب
» | مثل تنهایی من، قد بلندی داری.. |
» | شاید که باد ، عطر تن اورا..از لای در به بستر من ریزد! |
» هیچی
» | روزی وفا کنی که نیاید به کار من… |
» | گفته بودی شهید یعنی چه؟ پسرم ، جنگ چیزِ خوبی نیست... |
» | تا خرخره دلتنگم و ای کاش نبودم… |
» | برایش روشن شد آدمی می‌تواند حتی دلتنگ کسی شود که او را فقط در خیال خود دیده است. |
» | نفس های آخر آن طفل … اوستانس! |
» |درد دیوانگی ما دوبرابر شده‌است      شاعری عاشق یک شاعر دیگر شده است|
» | جهان منتظر اوستانس-فرزند ما-ست |
قالب بلاگ :