پرنسس های تیز هوش

آفتاب از شوق ارتابد به پهنای جهان         نایدش جز نام"پرنسس های تیزهوش"برزبان

اون بی گناهه آقای قاضی... 

قاتل من

خودمم. 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان ۱۴۰۰ساعت 20:11 توسط Leader mahsima|

واهمه‌ها نمیگذارند،
تو هم نخواه و نپرس.
مرا به میز بازجویی نکش،
من در بهترین حالت در مقابل تو
فقط می‌توانم اعتراف کنم که اسلحه‌ها را زیر کدام تونل شهر مخفی کرده‌ام ..


پ.ن:بعضی نیاز دارن به دیده شدن! یکی با خرج کردن زیاد این نیاز رو رفع می کنه، یکی با درس خوندن و مقاله نوشتن، یکی با هدیه دوست پسرش، اون یکی با... فرقی نداره چطور و تو چه سنی! چرا اینجورن؟ چون کافی نیستن. و ازین کافی نبودن، به اندازه کافی نبودن، آگاهن! 


روح آدمیزاد رو قراره چطور سیراب کنی وقتی رسیدی به تهش؟ 

نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان ۱۴۰۰ساعت 19:27 توسط Leader mahsima|


آخرين مطالب
» | مثل تنهایی من، قد بلندی داری.. |
» | شاید که باد ، عطر تن اورا..از لای در به بستر من ریزد! |
» هیچی
» | روزی وفا کنی که نیاید به کار من… |
» | گفته بودی شهید یعنی چه؟ پسرم ، جنگ چیزِ خوبی نیست... |
» | تا خرخره دلتنگم و ای کاش نبودم… |
» | برایش روشن شد آدمی می‌تواند حتی دلتنگ کسی شود که او را فقط در خیال خود دیده است. |
» | نفس های آخر آن طفل … اوستانس! |
» |درد دیوانگی ما دوبرابر شده‌است      شاعری عاشق یک شاعر دیگر شده است|
» | جهان منتظر اوستانس-فرزند ما-ست |
قالب بلاگ :