پرنسس های تیز هوش

آفتاب از شوق ارتابد به پهنای جهان         نایدش جز نام"پرنسس های تیزهوش"برزبان

کوه ِ درد!
ترکیب جالبی است.
درد روی درد سفت می شود، قد می‌کشد و بعد سایه می‌افکند به زمین وسیعی، زیر پایش.
درد روی درد، آدم را محکم می‌کند.
درد روی درد، آدم را کوه می‌کند.
و کوه یعنی دیگر به هیچ توانی نمی‌توان از روی زمین برش داشت، نشانش را محو کرد، کوه یعنی ریشه دوانده‌ای، آنقدر محکم به زمین فرو رفته‌ای که نتوان دست به انکارت زد.
ما درد روی درد قد می‌کشیم، دیده می‌شویم و جایی می‌رسد که از کرات دیگر حتی نمی‌توان بودنمان را انکار کرد.
وقتی آدم کوه شود، مرز می‌شود. مرز یعنی جدایی! یعنی فاصله و ما با درد هامان فاصله می‌اندازیم میان آنچه بودیم و هستیم.
کوه شدن آسان نیست. درد دارد. رنج دارد.
و نگاه به کوه شدن نباید مانع فریاد دردمان شود. ما حق ابراز سالم درد ها و رنج هایمان را داریم...


و وای بر آن روز که ذره ذره کوه ساختی و فرا رسید يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَهِيلًا...


آن جا انتهاست. قیامت است.


(وَأَلْقَى فِى الاَْرْضِ رَوَاسِىَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَأَنْهَاراً وَسُبُلا لَّعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ): «و در زمین، کوه هاى استوارى قرار داد تا شما را نلرزاند; و نهرها و راه هایى ایجاد کرد، تا (به مقصدتان) راه یابید»

شاید این نهر ها اشکند. شاید خون در رگان.


(أَلَمْ نَجْعَلِ الاَْرْضَ مِهَاداً ـ وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً): «آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟! ـ و کوه ها را میخ هایى (براى زمین)؟!»

من میخم!
تصویر خاطرت را به زمین کوبیدم.
من آرامش پای ِ به زمین کوفته‌ی اصرار خواستنت هستم.

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی ۱۴۰۱ساعت 12:42 توسط Leader mahsima|


آخرين مطالب
» | مثل تنهایی من، قد بلندی داری.. |
» | شاید که باد ، عطر تن اورا..از لای در به بستر من ریزد! |
» هیچی
» | روزی وفا کنی که نیاید به کار من… |
» | گفته بودی شهید یعنی چه؟ پسرم ، جنگ چیزِ خوبی نیست... |
» | تا خرخره دلتنگم و ای کاش نبودم… |
» | برایش روشن شد آدمی می‌تواند حتی دلتنگ کسی شود که او را فقط در خیال خود دیده است. |
» | نفس های آخر آن طفل … اوستانس! |
» |درد دیوانگی ما دوبرابر شده‌است      شاعری عاشق یک شاعر دیگر شده است|
» | جهان منتظر اوستانس-فرزند ما-ست |
قالب بلاگ :