پرنسس های تیز هوش
آفتاب از شوق ارتابد به پهنای جهان نایدش جز نام"پرنسس های تیزهوش"برزبان
ما دو مغرور، دو خودخواه، دو بد تقديريم به شما خواهند گفت که مسحورتان شدهاند و با شوق چشمانشان را لحظهای از روی شما برنمیدارند، میگویند باور نمیکنند جمع این همه زیبایی را در یک وجود و تردید نکنید که دروغ هم نمیگویند، هم مسحورتان شدهاند و هم باور نمیکنند، پس بالاخره یا تردید میکنند و یا احساس ضعف و بیپناهی، مقابل همان چیزهایی که در ابتدا باعث ایجاد علاقه در آنها شده بود. مسحور عدم چقدر این دو کلمه رو دوست دارم! گفته بودم؟ پ.ن: پناهگاه آدم ها کجاست؟ همان بخش تاریک وجودشان که به هیچکس نگفته اند جز او...اما هر وقت خسته میشوند از زمین و زمان پناه میبرند به همان تاریکی مطلق..به همان نقطه ضعف ها..همان جایی که شکننده ترند! +و پناهگاه تو ..چشمان من است! پ.ن: علت بیقراری امروزم را نمیفهمم.کارها زیاد شده بیشتر از بیشتر ..و حس میکنم دلم میخواهد فرار کنم به جایی که کسی شماره ام را نگیرد و تا برمیدارم نگویید راستی فلانی فلان کارتان بود...چه می شود فقط حالم را بپرسد و بگوید بیا برویم فلان کافه؟ وای خدای خیلی سرشلوغ !شما چطور به کارهایتان میرسید؟ همین قدرت رسیدن به این همه کار در یک آن خیلی خارق العاده است و برای منِ نوعی کافیست تا بپرستمتان!
عاشقى كردن ما شرح عدم در عدم است...!
اینچنین است که دیر یا زود از زیبای دیروز به جز مغروری، از خوشزبان قدیم غیر از طعنهزنندهای و از راستگوی سابق مگر بیرحمی برایشان باقی نمیماند. همه چیز به سرعت میگذرد و شما با چشمان خود خواهید دید همانهایی که روزی بیدلیل دوست میداشتند، بیدلیل دوستنداشتن را هم یاد میگیرند.
» | شاید که باد ، عطر تن اورا..از لای در به بستر من ریزد! |
» هیچی
» | روزی وفا کنی که نیاید به کار من… |
» | گفته بودی شهید یعنی چه؟ پسرم ، جنگ چیزِ خوبی نیست... |
» | تا خرخره دلتنگم و ای کاش نبودم… |
» | برایش روشن شد آدمی میتواند حتی دلتنگ کسی شود که او را فقط در خیال خود دیده است. |
» | نفس های آخر آن طفل … اوستانس! |
» |درد دیوانگی ما دوبرابر شدهاست شاعری عاشق یک شاعر دیگر شده است|
» | جهان منتظر اوستانس-فرزند ما-ست |
| قالب بلاگ : |