پرنسس های تیز هوش

آفتاب از شوق ارتابد به پهنای جهان         نایدش جز نام"پرنسس های تیزهوش"برزبان

من با خیابان انقلاب و تمامی مسیرهای منتهی به آن که دور شدن تو را از من دیدند

ولی نه راهت را سد کردند،

نه دست‌اندازی در مسیرت قرار دادند

و نه دوربرگردانی،

تا ابد پدرکشتگی دارم....


پ.ن:روی نیمكت "مترو انقلاب.." نشسته ام، مردی با تلفن همراهش صحبت ميكند. حواسم پرت خودم بود كه نام تو را برد، نه فقط نام خانوادگی بلكه با نام كوچک..
برای بار هزارم از خدا ميپرسم
_خدایا شوخی ات گرفته..؟!


من ...زخم های زیادی به تن دارم...

اما ...

تو زیباترینش بودی..


پ.ن:این که هزار و پونصد و هشتاد و سه بار این آهنگ رو گوش دارم و فردا هم احتمالا ۱۲۰ تا به این عدد اضافه میشه از ارزش های من کم نمیکنه...این موسیقی رو با ارزش تر میکنه...

بچش و  لذت ببر و ...تصور کن...

https://m.soundcloud.com/andrew_souter/andrew-souter-without-borders-temp-01 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۹ساعت 0:42 توسط Leader mahsima|


آخرين مطالب
» | مثل تنهایی من، قد بلندی داری.. |
» | شاید که باد ، عطر تن اورا..از لای در به بستر من ریزد! |
» هیچی
» | روزی وفا کنی که نیاید به کار من… |
» | گفته بودی شهید یعنی چه؟ پسرم ، جنگ چیزِ خوبی نیست... |
» | تا خرخره دلتنگم و ای کاش نبودم… |
» | برایش روشن شد آدمی می‌تواند حتی دلتنگ کسی شود که او را فقط در خیال خود دیده است. |
» | نفس های آخر آن طفل … اوستانس! |
» |درد دیوانگی ما دوبرابر شده‌است      شاعری عاشق یک شاعر دیگر شده است|
» | جهان منتظر اوستانس-فرزند ما-ست |
قالب بلاگ :